<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دکتر غريب</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " دکتر غريب "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Thu, 28 Aug 2008 03:31:56 GMT</lastBuildDate>
<author>دكتر غريب</author>
<item>
<title>بهاي انسان و امنيت اجتماعي</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/505897.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;ساكن يكي از شهر هاي كانادا هستم،چند روز پيش وقتي دختر13 &amp;nbsp;ساله&amp;nbsp;باحجابم&amp;nbsp;&amp;nbsp;از راه مدرسه طبق معمول پياده به طرف خانه مي آمد،براي&amp;nbsp;دومين بار&amp;nbsp;مواجه با بي حرمتي پسر&amp;nbsp;ي مي شودكه كلمه اي نا مفهوم خطاب به&amp;nbsp;او فرياد مي زند.از آنجا كه دخترم&amp;nbsp; روز بعدبراي رفتن به مدرسه اكراه داشت&amp;nbsp;، بانظر مساعد ما در خانه ماند&amp;nbsp;.بعد از تماس با مدرسه و گزارش نيامدن عمدي دخترم و توضيح علت آن&amp;nbsp;،به توصيه ي مسوول مدرسه به پليس زنگ زدم&amp;nbsp;.دو ساعت نگذشته بود كه دو مامور پليس ،خانمي ميانسال و آقايي جوان به منزل ما آمدند و شرح ما وقع را از&amp;nbsp;دخترم پرسيدند&amp;nbsp;.سوالات مختلف از محل اتفاق ،سن، مشخصات پسر و همراهش و&amp;nbsp; اينكه آيااو هميشه اين&amp;nbsp;دو&amp;nbsp;نفر در راه مدن به منزل مي ديده يا نه پليس را به اين احتمال هدايت كرد كه فرد مذكور از دانش آموزان دبيرستاني درهمين&amp;nbsp;&amp;nbsp;اطراف بوده باشد.در بين سوالها &amp;nbsp;با توچه به حجاب دخترم،پرسيدند احتمال مي دهي كه اين رفتار به خاطر حجاب تو و دين تو باشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از اتمام سوالات خانم پليس كه معلوم بود مافوق است.&amp;nbsp; براي دخترم توضيح داد كه اين رفتاري كه فرد نسبت به تو انجام داده و سبب شده تو امروز به دليل احساس عدم امنيت به مدرسه نروي و از آموزشت محروم شوي جرم است و قابليت پيگيري دارد.در كانادا كسي حق ندارد به تو هر دليلي&amp;nbsp;بي حرمتي كند .از&amp;nbsp;او خواست كه اگر مي تواندهمين امروز&amp;nbsp;به مدرسه برود و به او اطمينان داد كه هنگام برگشتن به منزل ماشين پليس در كمين خواهد بود.به محض اينكه&amp;nbsp;نارضايتي دخترم را ديد،موافقت كرد&amp;nbsp;از راه ديگري اقدام كنندو&amp;nbsp;براي پيدا كردن فرد خاطي راهي شدند.قرار شد وقتي كه اين&amp;nbsp;فرد را پيدا كردند و نتيجه اي به دست آمددخترم را&amp;nbsp;در جريان بگذارند. در تماس بعدي پليس معلوم شد در مراجعه ي&amp;nbsp; به دبيرستان و نهايتآبا پرس و جو از مسوولان مختلف ( دبيرستانيست كه&amp;nbsp;1400 دانش آموز دارد )توانسته اند از پسر و همراهش بازجويي كنند.ظاهرا فرد مذكور موضوع را انكار مي كند ولي دوستش حقيقت را مي گويد و معلوم مي شود كه آن كلمه ي نامفهوم ،شخصيتي در فيلم 300 بوده.به هر حال، طبق گفته ي پليس بعد از صجبت با پسرك و&amp;nbsp;پدر و مادرش&amp;nbsp; به&amp;nbsp;او تفهيم شده كه اگر كوچكترين شكايتي بار ديگر&amp;nbsp; از او بشود پايش به زندان باز خواهد شد.و قرار بر اين شده كه براي رفع صدمه ي روحي به دخترم تا مدتي پسرك&amp;nbsp;نبايد&amp;nbsp;از همان طرفي از خيابان كه دخترم معمولآ استفاده مي كند، استفاده كند&amp;nbsp;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نكته هاي جالب زيادي در اين اتفاق ديدم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1 طرف صحبت پليس من نبودم دختر 13 ساله ام بود.اگرچه ابتدا من شكايت را طرح كردم.(شخصيت دادن به بزرگان فرداي جامعه)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2 برخورد پليس با خاطي هم&amp;nbsp;دين و مسلك&amp;nbsp;،براي حمايت از يك غريبه كه مورد ظلم قرار گرفته(آنچه ما از جامعه ي اسلامي انتظار داريم)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3 قدرت پليس و حرف شنوي جامعه از پليس قدرتمند و در عين حال مودب و مهربان به غير خاطيان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4&amp;nbsp; سرعت عمل و حساسيت ورزي ،با وجودي كه شهر ما از كمبود نيروي پليس شاكي است. يك پليس براي هر هزار نفرداريم.(اهميت امنيت جاني و روحي شهروندان)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اي كاش خواهران و برادران ديني&amp;nbsp;من در ايران هم از اين امنيت برخوردار بودند.كاش&amp;nbsp;بهاي انسان در ايران هم به همين اندازه بالا بود.&amp;nbsp;.كاش...&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 May 2008 01:17:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=505897</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/505897.htm</guid>
</item>

<item>
<title>انتقاد از حكومت ها</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/333355.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;براي هر حکومتي&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بي محلي به متملقين و چاپلوسان يعني اجازه دادن به رشد و اصلاح جامعه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;نترسيدن از انتقاد يعني پذيرش حق مردم در رسيدن به جامعه اي سالم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گوش شنوا براي انتقادات يعني اشتياق در پيدا کردن نقاط ضعف براي رسيدن به جامعه اي رشيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پذيرش انتقاد يعني قبول شايسته سالاري براي حفظ عزت جامعه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قبول شايسته سالاري يعني قرباني نکردن عزت ايران به پاي به ظاهر عزت قوم و خويشان خود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قبول شايسته سالاري يعني پيش رفتن به سوي ارتقا&amp;nbsp; مديريتي در جامعه ورشد همه جانبه ي&amp;nbsp;آن در هر سيستمي( روابط انساني مردم با هم-بهداشت- آموزش و پرورش وسياست خارجه و...)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ايجاد جامعه ي شايسته سالار يعني افزايش اميد براي رشد در جوانان.يعني ترغيب مردم در مشاركت و تحمل مشكلات جامعه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خفه کردن انتقادات درهر لوايي (حفاظت از&amp;nbsp; امنيت ملي و ...)&amp;nbsp;يعني استبداد.يعني تيشه به ريشه ي منطق رشد زدن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترساندن مردم از انتقاديعني هميشه کشور جهان سوم ماندن.يعني&amp;nbsp; كاهش اميد به آينده&amp;nbsp;در &amp;nbsp;نسل جوان. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يعني مردم را از افتخار به مليت خود محروم كردن .يعني تخريب يك نسل&amp;nbsp;و سوق دادن جوانان به بي هويتي فساد و پوچي.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا نبايد آنهايي را مجازات كرد كه بسترايجادو تقويت&amp;nbsp;اراذل و اوباش را مي سازند .آنهايي كه متملقين و كاسه ليسان را پروار مي كنند.آنها را كه اگر چه شايد با نيت خير اما با كوتاه انديشي ايران را رو به تباهي ميبرند.انسان مي تواندخود را&amp;nbsp;نماينده ي حضرت علي هم معرفي كند(ابوموسي اشعري)&amp;nbsp;اما با كوتاه انديشي نسلي از خوارج بيافريند كه علي را و رهروان علي را در طول تاريخ به&lt;STRONG&gt; نيت اصلاح&lt;/STRONG&gt; از مردم گرفته اند.&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Nov 2007 23:31:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=333355</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/333355.htm</guid>
</item>

<item>
<title>جلو گيري از حوادث رانندگي 1</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/328316.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;از دست دادن عزيز در تصادف رانندگي جاده اي يا حتي داخل شهري&amp;nbsp;ديگر براي ما ايرانيان ملموس و آشناست.باارقام و آمار هايي كه مسوولان خود مان&amp;nbsp;مي دهند در دنيا رتبه ي اول هستيم&amp;nbsp;.نمي دانم مسوولان محترم راهنمايي رانندگي مشغول چه كارهاي مهم تري هستند!اگر چه آنچه به عنوان نتيجه كار ها مي بينيم خيلي اميدوار كننده نيست&amp;nbsp;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;سيستم راهنمايي رانندگي هم در كشور مابه نظر همان گرفتاري هايي را دارد كه&amp;nbsp;بقيه ي &amp;nbsp;سيستم ها دارند.چه مي دانم هرچه كه هست &amp;nbsp;اين را مي دانم كه حق مردمان اين مرز و بوم نيست كه جانشان انقدر بي اهميت باشد كه اكنون&amp;nbsp;هست.تصور كردم شايد انتقال چند تجربه كار ناجيزي باشد كه از دست من بر مي آيد پس مي نويسم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در استان انتاريو كانادا بيمه ي اتومبيل اجباري است براي هر اتومبيل يك راننده ي اول&amp;nbsp;و يك راننده دوم ميتوانند بيمه شوند و اگر &amp;nbsp;راننده ي ديگري سوار بر اتومبيل مذكور تصادف كند بيمه آنرا به عهده نمي گيرد&amp;nbsp;.از آنحا كه بيمه ي فردي كه تازگي گواهينامه گرفته نسبتآ سنگين است دولت براي كساني كه دركلاس آموزشي شركت كنند و موفق به گذراندن امتجانات و گرفتن گواهينامه ي پاياني شوند تخفيف شهريه به ميزان سه سال تجربه ي رانندگي در نظر مي گيرد همين عامل سبب مي شود كه افراد به خاطر كسب تسهيلات در كلاس ها شركت كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يكي از موارد تدريس در كلاس ها روش مقابله با خطر هاي پيش بيني نشده است.كه اشاره مي كنم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#400000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;تركيدن لاستيك : درصورت تركيدن لاستيك نبايد به هيچ وجه ترمز كنيم .با تركيدن لاستيك ناگهان&amp;nbsp;فرمان از كنترل خارج مي شود و اتومبيل بسته به محل تركيدگي به راست يا چپ منحرف مي شود .بر اساس قانون بر آيند نيرو ها در فيزيك در صورت ترمز كردن در لحظات اول ميزان اين انحراف تشديد مي شود .پس بهترين كار اين است كه در اين مواقع بر خلاف تصور عمومي نه تنها ترمز نكنيم بلكه با افزايش سرعت ابتدا با افزودن نيروي رو به جلو ميزان انحراف به جپ يا راست را كم كنيم و كم كم&amp;nbsp;بعد از مدت زماني&amp;nbsp;كه فرمان به كنترل در آمد سرعت را كم كرده و در محل بي خطري بايستيم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#400000 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#400000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#400000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 Nov 2007 21:55:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=328316</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/328316.htm</guid>
</item>

<item>
<title>سلام</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/139771.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;چند روزي است كه گاهي به وبلاگ ها&amp;nbsp;سر مي زنم. تعطيلات كريسمس است .بهانه ي ديگري براي شادي شهري كه ساكن آنيم و استراحت ما .دستم به نوشتن نمي رود .البته آرشيو م پر است از مطالبي كه خواندنش مفيد است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما از اينكه از طريق اين وبلاگ با افراد با فكر و صادقي آشنا شدم خوش حالم.آدم هاي خوبي كه حرف هاشان بوي فهم و شعور و صداقت مي دهد گوهر هايي اند كه در عالم بشريت قابل احترامند .صرف نظر از سن و جنس و مدرك و حتي ديني كه بر آنند.واين&amp;nbsp;وبلاگ در يچه اي برايم گشود كه پذيراي پيام ها شان در وبلاگم بوده ام يا در وبلاگها خواننده شان بوده ام.وجود اين دريچه نعمتي است براي تبادل&amp;nbsp;افكار و گاه انرژي گرفتن .دلم براي بحث هاي فكري و بالا و پايين كردن سوالات تا گرفتن جوابهاي منطقي و قابل استدلال خيلي تنگ شده .الحمدلله كه خدا به ما عقل و اختيار داد تا بشنويم و فكر كنيم و باچراغ&amp;nbsp;پرفروغ قرآن و اهل بيت&amp;nbsp; بر ما منت نهاد&amp;nbsp;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به همه ي كساني كه در اين مدت&amp;nbsp;از&amp;nbsp;پيامهايشان بهره مند بوده ام سلامي دوباره دارم.&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 Dec 2006 20:39:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=139771</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/139771.htm</guid>
</item>

<item>
<title>رابطه ي پزشک و بيمار در کشور ما</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/62821.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;از جمله روابط نادرست در كشور ما رابطه ي پزشك و بيمار است .حق مسلم بيمار به عنوان يك انسان در كشور ما همچون&amp;nbsp;بسياري حقوق مسلم ديگر انسانها به فراموشي سپرده شده يا بهتر بگويم به خاطر آورده نشده!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در غرب به بيمار همچون يك دردمند و نيازمند كمك و همفكري يك صاحب نظر در تخصص هاي&amp;nbsp;پزشكي&amp;nbsp; نگاه مي شود .بيمار توسط پزشك بررسي مي شود و آزمايش هاي لازم براي تشخيص در خواست مي شود در حاليكه طبق اخلاق پزشكي رايج در غرب در هر مرحله از تشخيص و درمان، بيمار و در صورتي كه بيمار تمايل داشته باشد، همراه بيمار، كاملآ در جريان&amp;nbsp; كارهايي كه در دست انجام است قرار مي گيرد.بعد از تشخيص بيماري، پزشك موظف است&amp;nbsp;تشخيص ، روش هاي ممكن براي درمان و ريسك ها،عوارض و فوايد هر كدام از روش هاي درمان را با بيمار و در صورت اجازه ي بيمار&amp;nbsp;با همراه بيمار نه تنهامطرح كند كه به زبان ساده تفهيم كند و به بيمار فرصت تصميم گيري براي انتخاب درمان خود از بين روش هاي&amp;nbsp;مطرح شده را&amp;nbsp;با توجه به&amp;nbsp;شرايط خود&amp;nbsp; بدهد.هر گونه تخطي از اين روش در درمان بيمار خلاف اخلاق پزشكي شمرده شده و قابل پيگيري است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اينجا(ايران) بيمار بيشتر از يك دردمند و نيازمند به توجه ،يك منبع در آمد است.چه بسا بيماراني كه به دليل سيستم غلط و&amp;nbsp;غير انساني رايج در كشور ما قرباني مي شوند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;نمي خواهم همه ي تقصير را به گردن پزشكان بيندازم كه خود تحصيلكرده ي همين ديارم واز اخلاق پزشكي كه در اين ديار به ما آموزش داده شد چيزي جز مسايل شرعي رابطه ي محرم و نامحرم و مسايلي از اين قبيل كه از طرف فردي حوزه اي برايمان تدريس ميشد به خاطرم نمانده.هر چه هست ضعف از افراد نيست اگر چه افراد نيز مقصرند اما در بين همين پزشكان هنوز سراغ دارم آناني را كه بر اساس فطرت خدادادي شان با بيماران درست رفتار مي كنند.وگرنه آموزش اخلاق مان&amp;nbsp;مصرفي نداشت&amp;nbsp;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لازم نديدم به موارد شخصي اشاره كنم كه حتما با درد هاي بيمار داري در اينجا مواجه شده ايد.اصلاح اين سيستم نيز چون همه ي كاستي هاي ديگر در جامعه ي ما نياز به آگاهي ما از حقوق مسلم مان دارد.حقوق مسلمي كه شايد كمتر مسوولي نگران از ضايع شدن آن است.چرا كه كارهاي مسوولان در همان پشت پرده ها و با رابطه ها مسير ديگري جدا از مسير بيمار داري افراد عادي را طي مي كند و كمتر مسوولي در پيچ و خم مشكلات اين وضعيت گرفتار مي شود و معمولآ با اين وضع مواجه نمي شود كه به فكر حل معضل بيفتد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 May 2006 06:16:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=62821</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/62821.htm</guid>
</item>

<item>
<title>وطن</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/60103.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;باسلام و&amp;nbsp;تشكر از همه ي دوستاني كه در بخش نظرات اين چند مدت خبر گرفته اند و&amp;nbsp;نظر داده اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;چند روزي است در وطن هستم.در ميان عزيزانم.در ميان انبوه خاطراتم.از غريبي در امده ام.چند روز طول كشيد تا به دود و آلودگي عادت كنم .حالا ديگر از دست سردردهاي روزهاي اول خلاص شده ام.چشمم به چشمان معصوم كودكان شهرم كه مي افتد دلم مي سوزد.هواي سالم از انهادريغ شده است.نمي دانم چه مقدار از تقصير بر جغرافياي شهرم است و چه مقدار آن به عهده ي تاريخ شهرم!هرچه هست اين هم ازحقوق مسلمي است كه از همه دريغ شده و نمي دانم چه قدر به فكر احقاقش هستندو درجه ي اولويتش چقدر است؟به نظر تمام تلاش به كار برده مي شود تا بتوانندوضعيت آلودگي اورژانس را به حالت غير اورژانس تبديل كنند!ريه هاي كوچك فرزندان اين ملت مثل ريه هاي پيرمردان سيگاري پر از كدورت هاست.گذشته از اين نمي دانم تا چه اندازه بچه هاي مملكت ما از داشتن حق مسلم پدر و مادر خوش حال و اميد وار به آينده&amp;nbsp;بر خوردارند؟&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;گذشته هايم را در كوچه كوچه هاي شهرمي بينم.مردمم را.در شهر كه قدم مي زنم به صورت ها وبه برخوردها&amp;nbsp;نگاه مي كنم.به&amp;nbsp;حرف ها گوش مي كنم.آنچه كم مي بينم لبخند است و آرامش.همه به نوعي از هم طلبكارند.به هم بي اعتمادند.در خارج از ايران هم كه بوديم با&amp;nbsp;نگاه هاي عاري از اعتماد و دوستي&amp;nbsp;ايراني ها آشنا بوديم . از نگاه ها مي شد فهميد كه فردي كه از كنارت با قالب يك غير ايراني رد شد به واقع يك ايراني است!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;&amp;nbsp;وضع جوانان&amp;nbsp;هم تعريفي ندارد.در هر خانواده اي سراغي از جواني دچار افسردگي اضطراب و نا اميدي مي يابي. اينجا و آنجا.منظورم البته جوانان متعلق به خاندان با نفوذ درجه يك&amp;nbsp;نيست!آدم هاي معمولي را مي گويم.&amp;nbsp;اگر چه اين وصع در بچه هاي دوران بمباران هاي هوايي عراق كه حالا ديگر بيست و چند ساله اند بيشتر است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;اين سفر نامه ادامه دارد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 May 2006 10:59:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=60103</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/60103.htm</guid>
</item>

<item>
<title>تواضع يا دروغ!</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/53384.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;تواضع و تعارف دروغ &amp;nbsp;در فرهنگ ايراني گاه چنان جا عوض مي کنند که تشخيصشان از هم براي خودمان هم سخت مي شود .به نظر من تواضع يک حالت روحي است که آدم به واسطه ي آن خودش را در برابر خالق و قدرتش ،کوچک حس مي کند که به حق است.اما گاه اين تواضع رنگ دروغ، تعارف و حتي خود خوار نمايي در برابر مردم &amp;nbsp;به خود مي گيردکه به هر دليلي باشد قابل توجيه نيست.فراوانند کساني که با روحيه اي سرشار از تکبر ، نادانسته ادعاي تواضع ورزي دارند. به هر حال معتقدم صداقت ورزيدن با خود و ديگران ازتواضع اوليه تر و اساسي تر است.ديگران را در رو به رو سرور خواندن و در دل خوار داشتن تواضع نيست، دروغ است. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;تعارف از نکته هاي بارز اختلاف بين فرهنگ غرب و ايران است.تعارف کردن ايراني در غرب مفهوم نيست.اگر با اين فرهنگ آشنا باشي متوجه مي شوي که بنا ي مردم بر نمايش توانايي هاشان است نه کتمان آن و التماس کردن براي اينکه کسي آن رابا وجود کتمان تو، کشف کند. در مصاحبه هايي که براي کاريابي يا امتحانات دانشگاهي پيش مي آيد از آنجا که غربي ها گيرنده اي براي تعارف ندارند اگر به تعارف متمايل بشوي و مثلآ بگويي البته خيلي ها براي اين کار از من تواناترند!همه ي آنچه به تعارف ادعا کرده اي را به عنوان&amp;nbsp; اعتراف در نظر مي گيرند و معلوم ا ست نتيجه ي اين اعترافات، گرفتن منصب يا موفق شدن در مصاحبه نيست !&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;آياآنچه بين ما ايراني ها معمول است تواضع است يا دروغ؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&amp;nbsp;اگر کمي از آنچه دين ما تواضع مي داند درجامعه ي ما وجود داشت خيلي از مشکلات مان از جمله عدم شايسته سالاري حل مي شد .اما مثل همه ي ارزش هاي ديگر که امروزه فقط اسمي از آنها مانده و بيشتر جنبه ي تبليغ&amp;#1740; و تظاهرات&amp;#1740; اش! ارزش است، تواضع واقع&amp;#1740; را به ندرت م&amp;#1740; توان &amp;#1740;افت هر چه مانده دروغ است و نفاق در قالب&amp;#1740; ز&amp;#1740;با به نام تواضع! &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;من ه&amp;#1740;چوقت حاضر ن&amp;#1740;ستم خودم راحق&amp;#1740;ر &amp;#1740;ا الاحقر بنامم . حداقل با خودم رو در با&amp;#1740;ست&amp;#1740; ندارم.رابطه &amp;#1740; من با خدا واحساسم در برابر او به ه&amp;#1740;چ کس د&amp;#1740;گر&amp;#1740; غ&amp;#1740;ر از خودم مربوط ن&amp;#1740;ست.البته قصدم ز&amp;#1740;ر سوال بردن عرفا&amp;#1740;&amp;#1740; ن&amp;#1740;ست که در دن&amp;#1740;ا&amp;#1740; د&amp;#1740;گر&amp;#1740; س&amp;#1740;ر م&amp;#1740; کنند&amp;nbsp; و خدا به درست&amp;#1740; شان شاهد است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=right&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Mar 2006 19:44:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=53384</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/53384.htm</guid>
</item>

<item>
<title>برف و تفريح2</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/40613.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;IMG height=513 src=&quot;http://usera.imagecave.com/doctorgharib/IMG_3046-copy.jpg&quot; width=385&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Jan 2006 00:28:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=40613</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/40613.htm</guid>
</item>

<item>
<title>دشمن اصلي ما-2</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/40166.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &quot; EN-US? mso-fareast-language: EN-US; mso-ansi-language: Roman?; New Times&gt;&lt;FONT size=4&gt;كشور ما دنيا و آخرتش را به هم پيچيده و براي خود يك كلاف سر در گم ساخته . مانده ايم بالاخره رياضت بكشيم كه بهشت را به دست بياوريم و دنيا را به اهلش وا بگذاريم يا سرمايه گذاري كنيم و پول به دست بياوريم تا مردمانمان از گرسنگي به دختر فروشي و كليه فروشي روي نياورند . شعار بدهيم و همه را تكفير كنيم و جنگ و محاصره ي اقتصادي را تحمل كنيم و بكوشيم دسته جمعي&amp;nbsp; همه را به زور و با تازيانه به بهشت ببريم &lt;STRONG&gt;! &lt;/STRONG&gt;يا به دست هايي&amp;nbsp;بپردازيم كه بي محابا به بيت المال چنگ انداخته و شب و روز در درون خانه رسوايي مي آفريند . ما همچنان اداي قهرمانان پيروز را در مي آوريم و&amp;nbsp;به خودمان دروغ مي گوييم&amp;nbsp;تا خودمان خوشمان بيايد . ديگران را هم اينگونه مي پسنديم . مداحان را دوست و منتقدان را سر سپردگان به بيگانه مي ناميم . دشمن سهمگين تر از كفار(بي كفايتي)&amp;nbsp;در جان بسياري از دوستان مان نشسته و ما بي خبريم . خيال مي كنيم اگر راست بگوييم دشمن سو استفاده مي كند ! پس راست نمي گوييم . تا گندش را ديگران در بياورند آن وقت در پي چاره بر مي آييم .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &quot; EN-US? mso-fareast-language: EN-US; mso-ansi-language: Roman?; New Times&gt;&amp;nbsp;از ديگر نشانه هاي بي كفايتي&amp;nbsp; اين است كه &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &quot; EN-US? mso-fareast-language: EN-US; mso-ansi-language: Roman?; New Times&gt;ما قدر قهرمانان خود را نميدانيم . فكرمان نمي رسد كه اگر به&amp;nbsp;قهرمانان جنگمان&amp;nbsp; اجازه داده ايم در مظلوميت&amp;nbsp;، بهاي دفاع از ما را خود از ذره ذره ي جانشان بپردازند . الگويي براي آيندگان گذاشته ايم . اگر غرب بهتر از ماي مدعي مسلماني به كشته شدگانش و زخمي هايش ارج مي نهد نه براي اين است كه از بهشت و جهنم مي ترسد . براي اين است كه عقلش مي رسد فكر ميكند كه جوانِ فردا كه عزيز نبودن اينها را ديده&amp;nbsp;قدر جانش را مي داند و به جنگ نمي رود . پس زخمي ها را بازماندگان شهدا را جبهه رفته ها را نزد مردم عزيز ميكند . فكر ميكنند . راهش را پيدا مي كنند . نه اينكه سهميه براي جانبازان بگذارند و سپس كانال بزنند و از مجراي آن سهميه ، نور چشمي هاي وامانده از قافله ي ترقي ها را به&amp;nbsp;جاي آنها به دانشگاه و...&amp;nbsp;بفرستند&amp;nbsp;تا نتيجه&amp;nbsp;اش يعني&amp;nbsp;بدبيني مردم را&amp;nbsp; به جانبازي هديه كنند كه از همه ي هستي اش براي اين ملت مايه گذاشته است .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BACKGROUND: white; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &quot; EN-US? mso-fareast-language: EN-US; mso-ansi-language: Roman?; New Times&gt;&lt;FONT size=4&gt;بي كفايتي در همه جا هست . امان از جايي كه چوب ملت هشيار&amp;nbsp;بر سرش نباشد كه بي كفايتي ها را &amp;nbsp;علم&amp;nbsp;كند تا&amp;nbsp;اصلاح شود . و امان از جايي كه فرد&amp;nbsp;بي كفايتي را&amp;nbsp;از محلي به محل ديگر ارتقاء درجه مي دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Jan 2006 01:53:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=40166</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/40166.htm</guid>
</item>

<item>
<title>اعتقادات بدون پايه ي عقلي</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/39896.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;ما هميشه براي رفتارهايمان، نوع پوششمان،حتي نوع خوراكمان&amp;nbsp;دليل داريم.(اينطور نيست؟)رفتن به خارج از كشور يعني مواجه شدن با فرهنگي كه همينطور كه تو با آن بيگانه اي آنها نيز با تو بيگانه اند.وقتي در اجتماعشان وارد مي شوي با اطرافيان آشنا مي شوي و اين آشنايي ها به دوستي ها مي رسد.وقتي موقعيت را براي سوال كردن آنها از خودت فراهم كني.( در غير اينصورت كمتر مي پرسند&amp;nbsp;.افراد با فرهنگشان اين كار را تجاوز به حريم خصوصي افراد مي دانند.)بايد جواب خيلي سوال ها را بدهي .بيشترين هجوم سوالات براي خانم هاي با حجاب است كه اعتقادشان را از همان نگاه اول فرياد مي زنند.دوستي داشتيم از خانواده اي&amp;nbsp;با پدري&amp;nbsp;بازاري و شديدآ مذهبي.اوايل حجاب اين خانم زبانزد بود.هنوز 6 ماه از آمدنش نگذشته بود كه خبر شديم ايشان از حجاب دست برداشته در صورتي كه ايشان كسي بود كه به نقص در حجاب افراد با حجاب ايرادها &amp;nbsp;مي گرفت .در درد و دلي كه ايشان با دوستش&amp;nbsp; كرده بود علت كارش را نيافتن جواب براي قانع كردن پرسش كنندگان گفته بود!جالب اينجاست كه چرا اين سوالات براي خود اين فرد قبلآ مطرح نشده بود ؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;اعتقاداتي كه بر پايه ي احساسات&amp;nbsp;بنا مي شوند&amp;nbsp; عمرشان&amp;nbsp;دايمي نيست تا در بين دوستاني&amp;nbsp;،تشويق مي شوي&amp;nbsp;و هم مسير مي شوي بدون اينكه يك لحظه&amp;nbsp;درنگ كني كه آيا راه درستي است يانه&amp;nbsp;.اما زندگي هميشه اين روال را ندارد.&lt;STRONG&gt;وقتي باد ها ي سختي وزيدن گرفت آن اعتقادي پابرجا مي ماند كه قبلآ در درستي اش&amp;nbsp;تفكر و تعقل&amp;nbsp;كرده اي در افكارخودت جستجو و دقت&amp;nbsp;كرده اي و هدف و مسير را&amp;nbsp;بازنگري كرده اي. تو خود بايد اولين سوال كننده از اعتقادات خود باشي.جواب اين را به خودت بدهي كه چرا خودت را بر حق مي داني.جوابي نه به خاطر&amp;nbsp;از سر باز كردن مسووليت&amp;nbsp;.كه اعتقادي از تو نزد خدا پذيرفته است كه دليل داشته باشد.مگر بارها در قرآن&amp;nbsp;سرزنش شدن آنها كه بر اعتقادات پدرانشان عمل مي كرده اند را نشنيده ايم.&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;.از هر فرقه اي كه باشيم بايد مستدل باشيم .بايد براي كارمان دليل داشته باشيم .بخصوص اگر مدعي مسلماني باشيم.اگر عقل پشتيبان اعتقاداتمان نباشد از كجا معلوم راهمان بيراهه نيست؟از كجا معلوم پوستين وارونه را ما به تن اسلام نكنيم!؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jan 2006 00:50:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=39896</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/39896.htm</guid>
</item>

<item>
<title>برف و يخبندان</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/39720.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://usera.imagecave.com/doctorgharib/IMG_3010-copy.jpg&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://usera.imagecave.com/doctorgharib/PICT0008-copy.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;Z-INDEX: 1&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Jan 2006 07:16:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=39720</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/39720.htm</guid>
</item>

<item>
<title>درس معلم ار بود  زمزمه ي محبتي...</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/39089.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;بي انصافي&amp;nbsp; ديدم&amp;nbsp;كه قبل از نگارش اين متن از معلميني ياد نكنم كه&amp;nbsp; در شغل خود هنرها آفريدند.از رجايي ها و مطهري ها و...&amp;nbsp;همينطور&amp;nbsp;از معلمي كه افتخار شاگردي او درسالهاي اول دبيرستان درهاي&amp;nbsp;رحمتي را&amp;nbsp;برايم گشود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;واما ،&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;&amp;nbsp;چند روز پيش 15-16 روز تعطيلي مدارس&amp;nbsp;كانادا تمام شد و بالاخره ، روزي رسيد كه دخترخانم دبستاني من از همان&amp;nbsp;شروع تعطيلي انتظارش را مي كشيد، يعني روز بازگشت به مدرسه!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;اوايل&amp;nbsp; شدت علاقه ي او به مدرسه مشغله ي فكريم شده بود.فكر مي كردم يعني اين قدر از خانه ماندن ناراحت مي شود كه ترجيح مي دهد به مدرسه برود؟! نهايتآ پرس و جوهايم مرا به اين نتيجه رساند كه علت اين علاقه، ضعف خانه نيست.بلكه قوت مدرسه است كه اين معادله را بر هم زده.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;در اينجا مدرسه محل ساخته شدن شخصيت دانش آموزان تلقي مي شود.احترام معلم به شاگرد واعتقادات او &amp;nbsp;نه تنها وظيفه كه جزء فرهنگشان است . محال است شاگردي در مدارس اينجا به هر دليلي از طرف اولياء مدرسه تحقير شود.در بدترين حالت&amp;nbsp;چند روز از مدرسه آمدن محروم&amp;nbsp;مي شود ! كه واقعآ تنبيه سختي براي بچه هاست . اين هم در مواردي است كه پرخاشگري به ديگر كودكان كرده باشد نه به خاطر انجام ندادن&amp;nbsp;تكليف و نمره ي كم&amp;nbsp; گرفتن! شاگردان در اينجا&amp;nbsp;به هيچ وجه با هم مقايسه نمي شوند ونقاط ضعف و قوت هر كودك به طور خصوصي فقط نزد والدين او مطرح مي شود.شاگردان ضعيف همانند شاگردان قوي به&amp;nbsp;هنگام افزايش تلاششان نسبت به قبل مورد تشويق قرار مي گيرند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;از همان دوران پيش دبستاني خواندن روزانه ي كتاب داستاني كه معلم در اختيار بچه ها ميگذارد (اوايل با كمك مادر)جزء تكاليف ثابت روزانه است.تكاليف بايد طوري طراحي شود كه بيشتر از 1 ساعت وقت كودك را نگيرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;خاطرم هست كه در دوران تحصيل عاشق تعطيلي بودم .روزهاي برفي شيرين ترين روزهاي تحصيلي ام بود. چون دبستان تعطيل مي شد! البته گله ي من از سيستم آموزشي در ايران است نه از معلمين . چرا كه معلمين خود درس آموختگان يا از ديدگاهي قربانيان همين نظام آموزشي اند .از همين شاگردان هم معلمين فردا بر مي خيزند . باز هم شعر وطني ما را ديگران بهتر از ما فهميده و اجرا كرده اند. كجاست آن زمزمه ي محبت و...؟ به راستي اين چرخه را چگونه مي توان شكست؟ مگر ارزش كودكان ما كمتر از كودكان كانادايي&amp;nbsp;است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Jan 2006 07:53:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=39089</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/39089.htm</guid>
</item>

<item>
<title>طنز .تلخ يا شيرين؟</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/38539.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;IMG src=&quot;http://usera.imagecave.com/doctorgharib/havingfriends.bmp.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;خدا را شكر كه كشور ما اين طور نيست!؟!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Jan 2006 00:47:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=38539</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/38539.htm</guid>
</item>

<item>
<title>تقدير از قهرمانان جنگ</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/38156.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://usera.imagecave.com/doctorgharib/poppy3.gif&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&amp;nbsp;اين علامت براي غربي ها نشانه ي سپاس از سربازانشان در جبهه هاشان است.از 60 سال پيش&amp;nbsp;هرسال در ماه نوامبر&amp;nbsp;اين گل را به نشانه ي يادبود آنان تامدتها به سينه هاشان وصل مي كنند تا نشان بدهند كه گذشت زمان فداكاري ها را كم رنگ نمي كند. راستي چرا گذشت زمان قدرشناسي هاي ما را نه تنها كم رنگ كه بي رنگ&amp;nbsp;كرد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;اينها مدعيند فراموشي قهرمانان نشانه ي بالغ نبودن يك ملت است.&amp;nbsp; راست مي گويند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Jan 2006 05:06:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=38156</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/38156.htm</guid>
</item>

<item>
<title>انتخابات در كانادا</title>
<link>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/37958.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;اين روزها در كانادا روز هاي نزديك به راي گيري براي تعيين نخست وزير و اعضاي پارلمان است.چندين حزب مشغول تبليغ اند .اما&amp;nbsp;دو&amp;nbsp;حزب اصلي،&amp;nbsp;ليبرال و محافظه كارند كه&amp;nbsp;شديدآ با هم رقابت ميكنند .12 سال است كه ليبرال ها حاكمند .قبل از آن محافظه كارها بر سر كار بودند.در واقع« پال مارتن »نخست وزير فعلي (بعد از&amp;nbsp;قطعي شدن نتيجه ي پرونده ي&amp;nbsp;رسوايي مالي گروهي از ليبرالها )&amp;nbsp;براي حفظ جايگاهش تلاش ميكند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;&amp;nbsp;براي برنامه هاي تبليغاتي&amp;nbsp; كانال جداگانه به نام كانال سياست كانادا دارند cpac .كه مرتب از سفرها و&amp;nbsp;سخنراني هاي همه ي&amp;nbsp;كانديداهاي احزاب خبر ميدهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;سوالاتي كه از كانديدا ها مي كنند دقيق است .در&amp;nbsp;يك نوع از &amp;nbsp;برنامه ها هربار&amp;nbsp;سوالات مشتركي از 4 كانديداي اصلي&amp;nbsp; پرسيده مي شود و آنها بايد نظراتشان را در مدت تعيين شده اي به نوبت بيان كنند.قول هايي كه به ملت ميدهند روي هوا نيست. حساب شده است.بلافاصله هم كارشناسانِ&amp;nbsp; دور از سياست،&amp;nbsp;روي عملي بودن يا نتيحه بخش بودن سياست هاي آينده&amp;nbsp;(قولها)ي كانديداها شروع به بررسي ميكنند و&amp;nbsp; تلوزيون در برنامه هايي نظرات آنها را به مردم&amp;nbsp;ارايه مي دهد.كانديداها&amp;nbsp;زمان بندي دقيق هم ارايه مي كنند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;كانديدايي&amp;nbsp;&amp;nbsp;قول كم كردن ماليات را از 15 درصد به&amp;nbsp;13 درصد&amp;nbsp;در دومرحله&amp;nbsp; با زمان بندي مشخص&amp;nbsp; داده&amp;nbsp;.يكي قول اضافه كردن بودجه&amp;nbsp;ي زندان ها را به منظور افزايش حداقل زمان زنداني شدن بزهكاران مسلح از دو سال به 4 سال داده بود تا از ميزان جرم كم شود .چند روز بعد در تلوزيون ملي شان&amp;nbsp;در ميز گرد&amp;nbsp;افراد كارشناسان و روانشناسان جنايي&amp;nbsp; از دانشگاه ها ي خودشان و&amp;nbsp;&amp;nbsp;يك مدعو از&amp;nbsp;امريكا مطرح شد كه اين افزايش مدت زندان در كشورهاي ديگر كه انجام شده باعث كاهش بزه با اسلحه نشده و&amp;nbsp; بودجه گذاشتن روي زندانها باعث اتلاف بودجه است ! &lt;STRONG&gt;يعني&amp;nbsp;علت اينكه&amp;nbsp;كانديدا مواظب است كه چه مي گويد اين است كه مردم هم به راحتي گول نمي خورند و به كارشناسان رجوع مي كنند.&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;برنامه هاي كمدي هم بازارشان&amp;nbsp; گرم&amp;nbsp;شده و&amp;nbsp; با نكته گيري ها&amp;nbsp;نه تنها به&amp;nbsp; عملكرد قبلي&amp;nbsp;و حرف ها ،كه&amp;nbsp; به طرز حرف و لبخند زدن كانديداها هم كار دارند.و&amp;nbsp;با به&amp;nbsp;طنز در آوردن حرف ها و قول ها كلي&amp;nbsp;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;كانديداها&amp;nbsp;را مسخره ميكنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jan 2006 05:33:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=37958</comments>
 <dc:creator>دكتر غريب</dc:creator>
<guid>http://doctorgharib.ParsiBlog.com/37958.htm</guid>
</item>

</channel>
</rss>  

