سلام.
زمان هاي قديم كَناس به كسايي مي گفتن كه فاضلاب منازل رو تخليه مي كردن. فكر كنم حكايت مال مولويه كه يه كناس گذرش به بازار عطر فروشها مي افته و بعد از يه مدت از حال مي ره. سريع از بازار خارجش مي كنن و ( خيلي معذرت مي خوام) بعد كه يه مقدار فضولات براش ميبرن مي گيرن جلوي دماغش حالش خوب مي شه.
حكايت ما هم همينطور شده. اگه يه جايي احيانا دري به تخته خورد و آنطور كه بايد و شايد باهامون برخورد كردن، يا شك مي بريم كه يه ريگي به كفششونه و يا اينكه از خوشحالي ذوق مرگ مي شيم پس مي افتيم.
ديگه حالا شما خودتون حديث مفصل بخونين از اين مجمل.
در مورد بيمارستان هاي خصوصي هم راستش اونايي كه تا حالا ما گذرمون بهشون خورده بد نبودن. يعني در واقع راضي بوديم. هم برخورد ها خوب بوده، هم پرستار ها رسيدگي خيلي خوبي داشتن و دائما بالاسر مريض بودن و هم شرايط اتاق ها طوري بوده كه با حال مريض متناسب بوده. از لحاظ بهداشتي گرقته تا ما بقي. البته با هزينه هاي سنگين.
اميدوارم كه مريض شما هم هر چه زودتر حالشون خوب بشه.
شب به خير.